|
. . . . . . . . . . . .
|
من خدای سكوتم. من ایوبی دیگرم. دلم سرشار از ناگفته هاست. چشمانم پر از
دیدن و لبانم لبریز از ناگفتن است. قلبم پر از آرزوهای رنگارنگیست كه در پشت
سكوتم پنهان شده. پر از شوق دیداری كه در پس غم اخم آلود نگاهم جا گرفته. پر
آرزوی وصالی كه در چنگ سردی دستانم به اسارت گرفته شده.
من خدای سكوتم. دلم گنجینه اسرار است. چشمانم پر از اشك های پنهانیست.
گونه هایم تنها شاهدان گریستن منند و سیاهی شب تنها یاور تنها ماندنم. زمان
برای من مفهوم انتظار را می دهد و گذر زمان شكنجه گر احساس من است.
من ایوبی دیگرم. من آنم كه اجازه انسان بودن را از من گرفته اند. شور عشق را در
نگاهم نمی بینند. طپیدن قلبم را به هنگام دیدار حس نمی كنند. توان زندگی را از
من صلب كرده اند و بر فریادم آوای سكوت نهاده اند.
من ایوب زمانم. ولی انتظار ایوب را نیز پایانی بود. پایان انتظار من كجاست...
![]()
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست.
خداوند در هر حضور حکمتی نهان کرده برای کمال ما.
خوش آن روزی که دریابیم حکمت حضور یکدیگر را.
این پست از طرف یکی از دوستامه
هميشه رفتن رسيدن نيست،
اما براي رسيدن چاره اي جز رفتن نيست.
در بن بست هميشه راه آسمان باز است،
پرواز را بايد آموخت!
هر چه نور بيش تر ، سايه ها عميق تر!
"گوته"
اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي يا چيزي بنويس که قابل خواندن باشه
يا کاري کن که قابل نوشتن باشه!
"بنيامين فرانکلين"
تعلل درد زمان است.
"از ادوارد يانگاميل "
زندگی مثل «دوچرخهسواری» میمونه. واسهی حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی.
"آلبرت انیشتین"